اطلاعیه مهم:
دوستان عزیز وخوبم یک زحمتی بکشید از این به بعد به
مراجعه بفرمایید چون من دیگه نمی خوام با این وبلاگ کار کنم....لطفآ اگر
خواستین نظر بذارین و منو خوشحال کنین ....چه نظر خصوصی و چه
معمولی زحمت بکشید در وبلاگی که لینکش رو بالا قرار دادم و مال خودتونه
نظر بذارین چون من لینک نظر این وبلاگ رو غیر فعال کردم ....
علتش هم بخاطر کمبود وقته......با تشکر از همه دوستانی که همراه من
بودند....تشریف بیارین www.djkian.blogfa.com همراهی کنید...![]()
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 16:36 موضوع | لینک ثابت
دستخطی که توراعاشق کرد بازی کاغذی ما ست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی!!! دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند
زندگی عشق است عشق افسانه نیست
آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست
عشق آن نیست که کنارش باشی
عشق آن است که به یادش باشی
مطمئن باش برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست
وچه زشت به من وسادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود ویک قلب سلیم
که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود!............ ![]()
در دره،بیم به بالا............وحشت ار شتاب به پایین.................در افسوس نبودن چون سر در گم در فضا.....بی هیچ جهت ،اما منتظر................در تعمق، در انتظار فرصت، اما بی اعتقاد...!!!
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 1:33 موضوع | لینک ثابت
باد همیشه یکسان خواهد وزید، اما نه برای تو
آنجا که تو باشی باد همیشه بی قرار و نابسامان....
به فریاد بدل می شود ،،،به سوز دل وهیاهو
وگم می شود در خرمن بی کران گیسوا نت
هر ثانیه که می گذرد چیزی از تورا با خود می برد
زمان غارتگر غریبی ست،همه چیز را بی اجازه می برد
و تنها یک چیزراهمیشه فراموش میکند " حس دوست داشتن تورا "
یادت می آید یک شب زیر آن سپیداربلند گفتی.........
که چشم هایت سایه سار تنهاییم می شود؟؟!!!![]()
" ومن هنوز " زیر آن سپیدار بلند![]()
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 2:2 موضوع | لینک ثابت
روز ها می گذرند.......شبها می نگرند که چگونه زمین با سایه اش تاریکی آنها را رقم می زند..........و نمی گذارد تا روشنایی را ببینند...آخر اگر روشنایی را ببینند که می میرند......ودیگر شبی وجود نخواهد داشت...!!!!!!!!!!
هرروز.......هرشب.......تو.....من........فکر.....عشق.....عقل.......جنگ......تنهایی..
فریاد.......خواب.......باز هم روز.....باز هم خواب......!!!!!!!! www.kiankiankian.blogfa.com
نمیدونم،آخرش چی میشه؟؟این روز ها وشبها دارند بد جوری با سرعت میگذرن...این وبلاگها واین سایتها واین مطالب..........نمیدونم می فهمی چی میگم یا نه......دارم از این میگم که داره میگذره.....بخاطر عقلانی تصمیم گرفتن داریم اخساساتمونو له می کنیم...!!! آخه تا کی؟؟؟؟من یکی که خسته شدم....
می دونی صد سال دیگه نه من هستم نه تو هستی نه این وبلاگ هست نه اون هست.......؟؟؟؟؟؟؟؟حتمآ میگی اون کیه؟ نمیدونی؟؟؟فکر کن یادت میاد اون کیه......همون که گذاشتیش گوشه سمت چپ تصویر....!!!!!! یادت نره که تو خودتم یه اونی....!!!!!! یا هستی یا بودی یا یه روز می شی.... اگه نمی فهمی چی میگم سعی کن بفهمی..به نفع خودته ها....ببین کی بهت گفتم...فردا نگی کسی نبود این چیز هارو بهم بگه......!!!به نظرت این حرفها تکراریه....نمی خوای بگی که معنی نداره....هر چی می گی اینو نگو که یاد وقتی می افتم که استادمون داشت پشت سر هم و تند تند انگلیسی حرف می زد بچه ها می گفتند این چی داره میگه واسه خودش!!!!!!!!!!!! فکر کن می خوای چی کار کنی...می خوای کی باشی...یه آدم خوب یا یه آدم بد یا هیچکدوم.....این گل یا پوچ نیست....زندگیته...سعی کن بفهمی......میدونی واسه چی دارم اینهارو مینویسم.....باورت بشه یا نشه واسه اینه که با خوندن این مطالب بیدارشی...اطلاعات.....جرفه....انتخاب....تصمیم.....اجرا......موفقیت.....
تکلیفتو با خودت روشن کن.....از من نخواه کامل واست شرح بدم...من فقط یه جرقه هستم..همین...!!!!! تو باید تکون بخوری.....به جای اینکه همش بشینی پای کامپیوتروبیای همه وبلاگ ها رو زیرورو کنی....یه خورده واسه یبارم که شده با خودت روراست باش.....از خودت سوال کن...واسه چی با خواهرت قهری؟؟؟؟؟چرا دوست پسرتو سرکار گذاشتی؟؟؟؟؟چرا با این که داری ولی پولی رو که بدهکاری نمیدی؟؟؟؟؟صد سال دیگه نه تو هستی نه دوستت هست نه خواهرت هست نه من هستم......به این فکر کن....
جیرجیرک به خرس گفت دوست دارم ........خرس در جوابش گفت الان وقت خواب زمستونی منه ، هر وقت از خواب بیدار شدم راجع بهش صحبت می کنیم......خرس به خواب زمستونی رفت در حالی که نمی دونست عمر جیرجیرک فقط سه روزه......!!!!!!!!!!
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 1:46 موضوع | لینک ثابت
او که ایجاد فکر می کند مشغول است....امید است باشد و به مایلش بفروشد افکارش....چقدر لحظه زیبا و رویاست پیوستن این فکر به فردا ها و فردا ها و واقعیات.
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 10:40 موضوع | لینک ثابت
Dr.PeterSmith رو در این زمینه وکاملا چکیده به حضورتون برسونم،امیدوارم که مفید وافع بشه
۱ـ هنگام دیدن کسی که عاشق او هستیدتپش قلب شمازیادشده وهیجان زده خواهیدشداما هنگامی که کسی را میبینید که دوستش داریداحساس سروروخوشحالی می کنید![]()
۲ـ هنگامی که عاشق هستیدزمستان درنظرشمابهاراست اما هنگامی که کسی رادوست داریدزمستان فقط فصلی سرد وشاید زیبا باشد
۳ـوقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه میکنید خجالت می کشید اماهنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند می زنید
۴ـوقتی درکنارمعشوقه خود هستیدنمیتوانیدهرآنچه راکه در ذهن دارید بیان کنید امادرموردکسی که دوستش دارید شما توانایی آنرادارید
www.DJKian.blogfa.com
۵ـ در روبرو شدن با کسی که عاشقش هستیددست وپای خودراگم می کنیدامادرموردکسی که دوستش داریدراحت تر بوده و توانایی ابرازوجودخواهیدداشت
۶ـ شمانمی توانیددر چشمان کسی که عاشقش هستیدمستقیم وطولانی نگاه کنیدامامی توانیددرحالی که لبخند برلب داریدمدت ها به چشمان فردی که دوستش داریدنگاه کنید
۷ـوقتی معشوقه شماگریه می کندشمانیزگریه خواهیدکردولی درموردکسی که دوستش داریدسعی بر آرام کردن او می کنید
۸ـ احساس عاشق بودن ودرک آن ازطریق نگاه است اما در درک دوست داشتن بیشترازطریق شنوایی است(ازطریق ابراز علاقه به صورت کلامی است)
۹ـ شما می توانیدیک رابطه بر اساس دوست داشتن را پایان دهید،اما هرگز نمی توانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگر این کار را هم بکنید،عشق همچنان در قلب شماوبرای همیشه باقی خواهد ماند
وقتی عاشق کسی هستید فقط به بدست آوردن طرف فکر می کنیدولی در مورد کسی که دوستش دارید به همه جوانب مخصوصا به صلاح طرف می اندیشید
هشدار:مطالب بالا اگرچه تا حدود زیادی درست هستند اما مطلق نیستندواصولا انسانها واحساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیلها هستند
این مطلب را با سخنی لز دکتر شریعتی تموم میکنم که :
دوست داشتن برتر از عشق است و من هرگز خود را تا بلند ترین قله های عشق پایین نخواهم آورد
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 3:55 موضوع | لینک ثابت
به سرنوشت نگاه کن که چگونه تصویرگر جدایی هاست از من خرده مگیر چراکه جبر زمانه است که از آغاز هر سلامی به پایانی بدرود می زسد خداحافظ ای محبوب خوب من..........خداحافظ.......
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 1:53 موضوع | لینک ثابت
چی می شد؟ چی می شد؟آخه چی می شد اگه روزی می رسید که هیچ دل شکسته ای تو سینه ها نبود....هیچ چشمی به انتظار نبود....خدایا چی می شد؟
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره......!
اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه.....!!!
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 21:25 موضوع | لینک ثابت
قرار ما وقت دلتنگی نرسیده به گریه بود........
تو به دلتنگی نرسیدی و من از گریه گذشتم........![]()
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 18:44 موضوع | لینک ثابت
مارا از درون خویش غافل کردند![]()
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند![]()
انگار کسی به فکر ماهی ها نیست![]()
سهراب بیا که آب را گل کردند
www.pegahtanha.blogfa.com
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 18:31 موضوع | لینک ثابت
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 18:28 موضوع | لینک ثابت
به تحریر در آمده توسط دوستتون کیان در ساعت 18:22 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام عزیزان شاید بعضی از شما وب های مشابه نام این وب رو دیده باشید........ اون وب ها هم یه زمان مال من بود ولی همشون هک شدند .............امیدوارم این یکی دیگه اونجوری نشه....امیدوارم مطالب این وبلاگ مرحمی بر دلهای شما عزیزان باشه و از مطالب و جمله هاش کمال استفاده رو ببرین ......فقط یه خواهشی ازتون دارم...اونم اینه که دل هیچ عاشقی رو نشکنید.....به خدا گناه داره......
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY